wachen
بیدار ماندن، مراقب بودن، پاسداری کردن
Bedeutungen
1
an + Dativ / (ohne Objekt)
بیدار ماندن (مخصوصاً در شب به قصد مراقبت یا همراهی بالای سر بیمار)
- Er wachte die ganze Nacht am Krankenbett seines Freundes.او تمام شب بالای سر تخت بیمارِ دوستش بیدار ماند.
- Sie haben die ganze Nacht gewacht und gebetet.آنها تمام شب بیدار ماندند و دعا کردند.
2
über + Akkusativ
مراقب بودن، پاسداری کردن و توجه داشتن به ایمنی، سلامت یا رعایت قوانین
- Die Eltern wachen stets über die Sicherheit ihrer Kinder.والدین همواره مراقب امنیت فرزندانشان هستند.
- Das Verfassungsgericht wacht über die Einhaltung der Gesetze.دادگاه قانون اساسی بر رعایت قوانین پاسداری (مراقبت) میکند.