wachen

Aussprache: /ˈvaxn̩/
Wortzerlegung: wa·chen
فعل

بیدار ماندن، مراقب بودن، پاسداری کردن

Bedeutungen

1 an + Dativ / (ohne Objekt)

بیدار ماندن (مخصوصاً در شب به قصد مراقبت یا همراهی بالای سر بیمار)

  • Er wachte die ganze Nacht am Krankenbett seines Freundes.او تمام شب بالای سر تخت بیمارِ دوستش بیدار ماند.
  • Sie haben die ganze Nacht gewacht und gebetet.آن‌ها تمام شب بیدار ماندند و دعا کردند.
2 über + Akkusativ

مراقب بودن، پاسداری کردن و توجه داشتن به ایمنی، سلامت یا رعایت قوانین

  • Die Eltern wachen stets über die Sicherheit ihrer Kinder.والدین همواره مراقب امنیت فرزندانشان هستند.
  • Das Verfassungsgericht wacht über die Einhaltung der Gesetze.دادگاه قانون اساسی بر رعایت قوانین پاسداری (مراقبت) می‌کند.