wachten
شکل صرف شده فعل 'wachen' (بیدار بودن، نگهبانی دادن)
Bedeutungen
1
über + Akkusativ
از خواب بیدار شدن و هوشیار بودن؛ همچنین به معنای مراقبت و نگهبانی از کسی یا چیزی.
- Nach einer schlaflosen Nacht wachte er endlich im Morgengrauen auf.پس از یک شب بیخوابی، او سرانجام در سپیده دم بیدار شد.
- Die Eltern wachten die ganze Nacht über ihr krankes Kind.والدین تمام شب مراقب فرزند بیمارشان بودند.