wachzurütteln

Aussprache: /ˌvaxˌtsuːˈrʏtl̩n/
Worttrennung: wach·zu·rüt·teln
Erweiterter Infinitiv

بیدار کردن، تکان دادن برای بیدار کردن

Bedeutungen

1 Akkusativ (مفعول مستقیم)

کسی را با تکان دادن فیزیکی از خواب بیدار کردن؛ به صورت مجازی، کسی را از بی‌تفاوتی، غفلت یا رکود خارج کردن و به هوش آوردن یا فعال کردن.

  • Der laute Knall rüttelte ihn endlich wach.صدای بلند ناگهانی او را بالاخره از خواب بیدار کرد.
  • Die erschreckenden Statistiken sollen die Öffentlichkeit wachrütteln und zum Handeln bewegen.آمار تکان‌دهنده باید مردم را هوشیار کند و به اقدام وادار سازد.