wachzurütteln
بیدار کردن، تکان دادن برای بیدار کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ (مفعول مستقیم)
کسی را با تکان دادن فیزیکی از خواب بیدار کردن؛ به صورت مجازی، کسی را از بیتفاوتی، غفلت یا رکود خارج کردن و به هوش آوردن یا فعال کردن.
- Der laute Knall rüttelte ihn endlich wach.صدای بلند ناگهانی او را بالاخره از خواب بیدار کرد.
- Die erschreckenden Statistiken sollen die Öffentlichkeit wachrütteln und zum Handeln bewegen.آمار تکاندهنده باید مردم را هوشیار کند و به اقدام وادار سازد.