wackelnd

Aussprache: /ˈvakl̩nt/
Wortzerlegung: wa·ckelnd
Partizip I

در حال لرزیدن، لرزان

Bedeutungen

1 N/A

صفت فاعلی یا قیدی که به حرکت نامنظم، ناپایدار یا لرزان اشاره دارد، اغلب در توصیف اشیاء یا وضعیت‌های فیزیکی.

  • Mit wackelnder Stimme verkündete der Schauspieler seine Entscheidung.بازیگر با صدایی لرزان تصمیم خود را اعلام کرد.
  • Die wackelnde Kerze warf unheimliche Schatten an die Wand.شمع لرزان سایه‌های وهم‌انگیزی بر دیوار می‌انداخت.