anwackeln
لنگان لنگان/نامطمئن نزدیک شدن
Bedeutungen
1
intransitiv (بدون مفعول)
با تلوتلو خوردن یا لنگان لنگان به سمت کسی یا چیزی آمدن.
- Der betrunkene Mann wackelte auf die Tür zu.مرد مست لنگان لنگان به سمت در آمد.
- Das kleine Kind wackelte auf seine Mutter zu.کودک کوچک لنگان لنگان به سمت مادرش آمد.