durchwagen

Aussprache: /ˈdʊʁçˌvaːɡən/
Worttrennung: durch·wa·gen
فعل

به خود جرأت دادن، جسارت کردن، عبور کردن

Bedeutungen

1 sich + durch + Akkusativ/Präpositionalobjekt

با شجاعت و جسارت از یک مکان دشوار یا خطرناک عبور کردن.

  • Sie wagten sich durch den dichten Wald.آنها با جسارت از جنگل انبوه عبور کردند.
  • Er wagte sich durch das Gedränge, um zum Ausgang zu gelangen.او با جسارت از میان جمعیت عبور کرد تا به خروجی برسد.
2 sich + durch + Akkusativ/Präpositionalobjekt

با شجاعت و اراده از یک موقعیت دشوار یا چالش‌برانگیز (به صورت مجازی) عبور کردن.

  • Trotz aller Widrigkeiten wagten sie sich durch die Prüfung.آنها علی‌رغم تمام مشکلات، جسارت کردند و از آزمون عبور کردند.
  • Er musste sich durch die schwierige Verhandlung wagen.او مجبور بود با جسارت از مذاکره دشوار عبور کند.