zurückwagen

Aussprache: /t͡suˈrʏkˌvaːɡn̩/
Worttrennung: zu·rück·wa·gen
فعل

جرأت بازگشتن (به جایی یا نزد کسی را داشتن)، دل به دریا زدن برای بازگشتن

Bedeutungen

1 sich (Akkusativ) (sich zurückwagen)

جرأت کردن برای بازگشتن به مکانی، موقعیتی یا نزد شخصی که قبلاً به دلیل ترس، خطر یا ناخوشایندی از آن دوری کرده بود.

  • Nachdem er seine Fehler eingesehen hatte, wagte er sich endlich zurück zu seiner Familie.پس از اینکه اشتباهاتش را پذیرفت، سرانجام جرأت کرد به خانواده‌اش بازگردد.
  • Sie wagte sich nicht zurück in das dunkle Haus.او جرأت نکرد به خانه تاریک بازگردد.