heranwagen
اقدام کردن به، جرأت کردن، نزدیک شدن (با احتیاط)
Bedeutungen
1
sich + an + Akkusativ
با احتیاط یا با جرئت به چیزی یا کسی نزدیک شدن، خود را به چیزی رساندن.
- Er wagt sich nicht an das unbekannte Tier heran.او جرأت نمیکند به حیوان ناشناس نزدیک شود.
- Sie wagte sich mit ihrem neuen Auto nur langsam an die steile Straße heran.او با احتیاط و به آرامی با ماشین جدیدش به جاده پرشیب نزدیک شد.
2
sich + an + Akkusativ / zu + Infinitiv
جرئت انجام کاری را داشتن، خود را در معرض خطر قرار دادن (معمولاً با ریسک).
- Er wagt sich nicht an diese schwierige Aufgabe heran.او جرأت نمیکند این وظیفه دشوار را انجام دهد.
- Sie wagte es, sich an die Verhandlung mit dem Chef heranzuwagen.او جرأت کرد که خود را در معرض مذاکره با رئیس قرار دهد.