hervorwagen

Aussprache: /hɛɐ̯ˈfoːɐ̯ˌvaːɡn̩/
Worttrennung: her·vor·wa·gen
فعل

جرأت کردن برای بیرون آمدن، خود را نمایان کردن

Bedeutungen

1 sich + aus/hinter + Dativ

با احتیاط یا با جرئت از جایی بیرون آمدن یا خود را نشان دادن (اغلب به صورت انعکاسی).

  • Er wagte sich aus dem Versteck hervor.او جرأت کرد از مخفیگاه بیرون بیاید.
  • Die Katze wagte sich hinter dem Sofa hervor.گربه جرأت کرد از پشت مبل بیرون بیاید.
2 Akkusativ (jemanden / etwas hervorwagen)

چیزی را با جرئت یا ریسک کردن به جلو آوردن یا مطرح کردن.

  • Er wagte eine neue Theorie hervor.او جسورانه یک نظریه جدید را مطرح کرد.
  • Sie wagte ihre Meinung hervor.او جسورانه نظر خود را بیان کرد.