wahlfrei

Aussprache: /ˈvaːlˌfraɪ̯/
Worttrennung: wahl·frei
صفت

اختیاری، انتخابی

Bedeutungen

1

چیزی که می‌توان از بین گزینه‌های مختلف آن را انتخاب کرد یا نکرد؛ اختیاری.

  • Die Teilnahme an der Exkursion ist wahlfrei.شرکت در اردو اختیاری است.
  • Die Studierenden können aus mehreren wahlfreien Kursen wählen.دانشجویان می‌توانند از بین چندین درس اختیاری انتخاب کنند.
  • Die Sitzordnung war wahlfrei, jeder konnte sich hinsetzen, wo er wollte.نحوه نشستن انتخابی بود، هر کس می‌توانست هر جا که می‌خواهد بنشیند.