wahrsagen
فال گرفتن، پیشگویی کردن
Bedeutungen
1
Dativ (jemandem) + Akkusativ (die Zukunft)
آینده شخصی را از روی دست، کارت یا گوی کریستالی پیشبینی کردن (فال گرفتن)
- Die Wahrsagerin hat mir aus der Hand gewahrsagt.زن فالگیر از روی دستم برایم فال گرفت.
- Sie kann aus den Karten die Zukunft wahrsagen.او میتواند از روی کارتها آینده را پیشگویی کند.