wahren
حفظ کردن، حراست کردن، رعایت کردن
Beispiele
- Man muss den Frieden ''wahren.باید صلح را حفظ کرد.
- Aber inzwischen – die Beteiligten ''wahrten'' Stillschweigen – soll bereits ein Vorvertrag unterzeichnet worden sein.اما در این میان - در حالی که طرفین سکوت را حفظ کردند - ظاهراً قبلاً یک پیشقرارداد امضا شده است.
Bedeutungen
1
Akkusativ
حفظ کردن، نگه داشتن (چیزی را از آسیب یا از دست رفتن)
- Er wahrt die Geheimnisse seiner Freunde.او رازهای دوستانش را حفظ میکند.
- Sie wahren die Traditionen ihrer Familie.آنها سنتهای خانوادهشان را رعایت میکنند.
2
Akkusativ
حفظ کردن، رعایت کردن (منافع، حقوق)
- Die Gewerkschaft wahrt die Interessen der Arbeitnehmer.اتحادیه منافع کارمندان را حفظ میکند.
- Es ist wichtig, die Rechte aller Bürger zu wahren.مهم است که حقوق همه شهروندان رعایت شود.