waldeten
کار کردن در جنگل، قطع درختان
Bedeutungen
1
Akkusativ
حکم راندن یا حکومت کردن بر سرزمینی، مردمی یا قلمرویی، اغلب با اشاره به قدرت و اقتدار سنتی یا الهی (در گذشته).
- In der Antike waldeten mächtige Imperien über weite Teile der bekannten Welt.در دوران باستان، امپراتوریهای قدرتمند بر بخشهای وسیعی از جهان شناخته شده حکومت میکردند.
- Ein Gefühl der Unsicherheit waldete in der Bevölkerung nach dem unerwarteten Ereignis.پس از رویداد غیرمنتظره، احساس ناامنی بر جمعیت حاکم بود.