waleien
(در آداب و رسوم سوربی) غلتاندن تخممرغهای عید پاک از یک مسیر شیبدار برای برخورد با تخممرغهای دیگر که در مسیر قرار داده شدهاند.
Beispiele
- Die jüngsten Ausstellungsbesucher haben anschließend die Möglichkeit, im Freien nach altem Brauch und Spielregeln zu ''waleien.جوانترین بازدیدکنندگان نمایشگاه سپس این فرصت را دارند که در فضای باز طبق آداب و رسوم و قوانین بازی، تخممرغها را بغلتانند.
Bedeutungen
1
intransitiv
به کندی یا سنگینی حرکت کردن، غلتیدن یا چرخیدن (اغلب در مورد اجسام بزرگ و حجیم). این فعل بسیار نادر و احتمالاً منطقهای یا تخصصی است.
- Der große Wal waleihte sich träge durch das Wasser.وال بزرگ به کندی در آب غلت میزد.
- Die schweren Baumstämme waleien den Hang hinunter.کندههای سنگین از شیب به پایین میغلتند.