überwallen

Aussprache: /ˈyːbɐˌvaln̩/
Worttrennung: über·wal·len
فعل

سر رفتن، پوشاندن، فرا گرفتن

Bedeutungen

1 Akkusativ (jemanden / etwas überwallen)

روی چیزی را کاملاً پوشاندن یا فرا گرفتن، مانند رشد گیاهان روی یک بنا.

  • Die Efeu hat die alte Mauer vollständig überwallt.پیچک دیوار قدیمی را کاملاً پوشانده بود.
  • Das Wasser überwallte die Ufer.آب از سر سواحل طغیان کرد و آن‌ها را پوشاند.
2 Akkusativ / intransitiv

طغیان کردن، فوران کردن (مانند احساسات یا مایعات در حال جوش).

  • Die Milch drohte überzuwallen.شیر داشت سر می‌رفت.
  • Seine Wut überwallte ihn.خشم او را فرا گرفت.