überwallen
سر رفتن، پوشاندن، فرا گرفتن
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden / etwas überwallen)
روی چیزی را کاملاً پوشاندن یا فرا گرفتن، مانند رشد گیاهان روی یک بنا.
- Die Efeu hat die alte Mauer vollständig überwallt.پیچک دیوار قدیمی را کاملاً پوشانده بود.
- Das Wasser überwallte die Ufer.آب از سر سواحل طغیان کرد و آنها را پوشاند.
2
Akkusativ / intransitiv
طغیان کردن، فوران کردن (مانند احساسات یا مایعات در حال جوش).
- Die Milch drohte überzuwallen.شیر داشت سر میرفت.
- Seine Wut überwallte ihn.خشم او را فرا گرفت.