walnussgroß

Aussprache: /ˈvalnʊsˌɡʁoːs/
Worttrennung: wal·nuss·groß
صفت

به اندازه گردو

Bedeutungen

1

اندازه‌ای که با اندازه یک گردو مقایسه می‌شود.

  • Er fand einen Stein, der ungefähr walnussgroß war.او سنگی پیدا کرد که تقریباً به اندازه گردو بود.
  • Die Wunde war nur walnussgroß, aber schmerzhaft.زخم فقط به اندازه گردو بود، اما دردناک بود.
  • Sie sammelte walnussgroße Kastanien im Herbst.او شاه‌بلوط‌هایی به اندازه گردو در پاییز جمع کرد.