walnussgroß
به اندازه گردو
Bedeutungen
1
اندازهای که با اندازه یک گردو مقایسه میشود.
- Er fand einen Stein, der ungefähr walnussgroß war.او سنگی پیدا کرد که تقریباً به اندازه گردو بود.
- Die Wunde war nur walnussgroß, aber schmerzhaft.زخم فقط به اندازه گردو بود، اما دردناک بود.
- Sie sammelte walnussgroße Kastanien im Herbst.او شاهبلوطهایی به اندازه گردو در پاییز جمع کرد.