umwandeln
تبدیل کردن، تغییر دادن، دگرگون کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ (etwas + umwandeln) + in + Akkusativ
تغییر دادن یا تبدیل کردن چیزی از یک شکل، حالت، وضعیت یا ماهیت به شکلی دیگر.
- Die Regierung will die alte Fabrik in ein Museum umwandeln.دولت میخواهد کارخانه قدیمی را به موزه تبدیل کند.
- Man kann Sonnenenergie in elektrische Energie umwandeln.میتوان انرژی خورشیدی را به انرژی الکتریکی تبدیل کرد.
2
sich (Akkusativ) + in + Akkusativ
تغییر یافتن یا دگرگون شدن خودِ شخص یا چیزی از یک حالت به حالت دیگر.
- Die Raupe wandelt sich in einen Schmetterling um.کرم ابریشم به پروانه تبدیل میشود.
- Er hat sich in den letzten Jahren stark umgewandelt.او در سالهای اخیر به شدت تغییر کرده است.