anwandeln

Aussprache: /ˈanvandln̩/
Worttrennung: an·wan·deln
فعل

به سراغ کسی آمدن (احساس، فکر)، غلبه کردن

Bedeutungen

1 es + Akkusativ (jemanden)

به سراغ کسی آمدن یا به کسی دست دادن (معمولاً در مورد احساسات، حالات روحی یا افکار ناگهانی و غیرمنتظره). اغلب به صورت غیرشخصی با 'es' استفاده می‌شود.

  • Es wandelte ihn plötzlich eine tiefe Traurigkeit an.ناگهان اندوه عمیقی به او دست داد.
  • Was mag ihn nur so plötzlich anwandeln?چه چیزی ممکن است ناگهان او را فرا گرفته باشد؟