anwandeln
به سراغ کسی آمدن (احساس، فکر)، غلبه کردن
Bedeutungen
1
es + Akkusativ (jemanden)
به سراغ کسی آمدن یا به کسی دست دادن (معمولاً در مورد احساسات، حالات روحی یا افکار ناگهانی و غیرمنتظره). اغلب به صورت غیرشخصی با 'es' استفاده میشود.
- Es wandelte ihn plötzlich eine tiefe Traurigkeit an.ناگهان اندوه عمیقی به او دست داد.
- Was mag ihn nur so plötzlich anwandeln?چه چیزی ممکن است ناگهان او را فرا گرفته باشد؟