rückwandern
مهاجرت معکوس کردن، بازگشتن به وطن
Bedeutungen
1
intransitiv (بدون مفعول)
(افراد، حیوانات) به وطن اصلی خود بازگشتن، مهاجرت معکوس کردن.
- Viele Zugvögel wandern im Herbst zurück in den Süden.بسیاری از پرندگان مهاجر در پاییز به سمت جنوب بازمیگردند.
- Nach Jahren im Ausland wanderte er endlich in seine Heimat zurück.او سرانجام پس از سالها اقامت در خارج، به وطن خود بازگشت.