wenden
برگرداندن، دور زدن، مراجعه کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ
چیزی را چرخاندن، پشت و رو کردن یا دور زدن (با خودرو)
- Der Fahrer wendete das Auto auf der engen Straße.راننده خودرو را در خیابان باریک دور زد.
- Sie wendete das Blatt, um die Rückseite zu lesen.او برگه را برگرداند تا پشت آن را بخواند.
2
sich (+ nach / zu)
تغییر جهت دادن بدن یا توجه به سمتی دیگر
- Er wendete sich um und ging wortlos weg.او برگشت و بدون کلامی رفت.
- Sie wendete sich zum Fenster.او رو به پنجره کرد.
3
sich + an + Akkusativ
به کسی یا ارگانی برای درخواست کمک، راهنمایی یا طرح سوال مراجعه کردن
- Ich werde mich mit dieser Frage an meinen Anwalt wenden.من درباره این موضوع به وکیلم مراجعه خواهم کرد.
- Sie wandte sich hilfesuchend an ihre Familie.او برای کمک به خانوادهاش رو آورد.