einwenden

Aussprache: /ˈaɪ̯nˌvɛndn̩/
Worttrennung: ein·wen·den
فعل

اعتراض کردن، ایراد گرفتن

Bedeutungen

1 Akkusativ + gegen + Akkusativ / (dass-Satz)

دلیل، نقد یا ایرادی را در برابر یک نظر یا تصمیم مطرح ساختن.

  • Er wandte ein, dass die Kosten zu hoch seien.او این ایراد را مطرح کرد که هزینه‌ها بیش از حد بالا هستند.
  • Sie wandte gegen seinen Vorschlag ein, dass er nicht realistisch sei.او در برابر پیشنهاد او این ایراد را مطرح کرد که واقع‌بینانه نیست.