einwenden
اعتراض کردن، ایراد گرفتن
Bedeutungen
1
Akkusativ + gegen + Akkusativ / (dass-Satz)
دلیل، نقد یا ایرادی را در برابر یک نظر یا تصمیم مطرح ساختن.
- Er wandte ein, dass die Kosten zu hoch seien.او این ایراد را مطرح کرد که هزینهها بیش از حد بالا هستند.
- Sie wandte gegen seinen Vorschlag ein, dass er nicht realistisch sei.او در برابر پیشنهاد او این ایراد را مطرح کرد که واقعبینانه نیست.