wegwenden
روی برگرداندن، منحرف ساختن نگاه، اعراض کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ / sich + von + Dativ
صورت یا چشم خود را از کسی/صحنهای برگرداندن.
- Er wandte sein Gesicht von ihr weg, als er ihre Lüge erkannte.او صورتش را از او برگرداند، وقتی دروغش را فهمید.
- Sie wendete sich von dem schrecklichen Anblick weg.او رویش را از آن منظره وحشتناک برگرداند.
2
sich + von + Dativ
اعراض کردن و فاصله گرفتن از باور یا افکار قبلی.
- Er hat sich von seinen alten Überzeugungen abgewendet.او از باورهای قدیمیاش اعراض کرده است.
- Die Gesellschaft wendet sich zunehmend von traditionellen Werten weg.جامعه به طور فزایندهای از ارزشهای سنتی فاصله میگیرد.