فعل
از ساس پاک کردن، ساسزدایی کردن
معانی و تعاریف wanzen:
- به صورت مخفیانه دستگاه شنود در جایی نصب کردن یا کسی را زیر نظر گرفتن
جملات نمونه برای wanzen:
Es wird Zeit, das Gästezimmer zu ''wanzen''.
وقت آن است که اتاق مهمان را ساسزدایی کنیم.
Die Polizei hat das Büro des Verdächtigen gewanzt.
پلیس در دفتر مظنون دستگاه شنود گذاشته است.
Man vermutet, dass die Konkurrenz versucht, uns zu wanzen.
گمان میرود که رقبا تلاش میکنند از ما جاسوسی کنند.