heranwanzen

Aussprache: /hɛˈʁanˌvantsn̩/
Worttrennung: her·an·wan·zen
فعل

خود را به کسی چسباندن، موذیانه نزدیک شدن

Bedeutungen

1 sich an + Akkusativ

عامیانه، اغلب منفی: به آرامی و با احتیاط به کسی نزدیک شدن، معمولاً با نیت پنهان یا برای جلب توجه و سوء استفاده.

  • Er versucht, sich an den reichen Mann heranzuwanzten, um Geld zu bekommen.او تلاش می‌کند تا برای گرفتن پول، موذیانه به مرد ثروتمند نزدیک شود.
  • Sei vorsichtig, sie wanzte sich an den Chef heran, um eine Beförderung zu bekommen.مراقب باش، او برای گرفتن ترفیع، خود را به رئیس چسباند.
2 an + Akkusativ (an jemanden / etwas heranwanzen)

عامیانه، کمتر رایج: به آرامی و با احتیاط به چیزی نزدیک شدن.

  • Die Katze wanzte sich an den Napf heran, um zu fressen.گربه برای خوردن، به آرامی به ظرف غذا نزدیک شد.
  • Der Dieb wanzte sich an das offene Fenster heran.سارق به آرامی به پنجره باز نزدیک شد.