heranwanzen
خود را به کسی چسباندن، موذیانه نزدیک شدن
Bedeutungen
1
sich an + Akkusativ
عامیانه، اغلب منفی: به آرامی و با احتیاط به کسی نزدیک شدن، معمولاً با نیت پنهان یا برای جلب توجه و سوء استفاده.
- Er versucht, sich an den reichen Mann heranzuwanzten, um Geld zu bekommen.او تلاش میکند تا برای گرفتن پول، موذیانه به مرد ثروتمند نزدیک شود.
- Sei vorsichtig, sie wanzte sich an den Chef heran, um eine Beförderung zu bekommen.مراقب باش، او برای گرفتن ترفیع، خود را به رئیس چسباند.
2
an + Akkusativ (an jemanden / etwas heranwanzen)
عامیانه، کمتر رایج: به آرامی و با احتیاط به چیزی نزدیک شدن.
- Die Katze wanzte sich an den Napf heran, um zu fressen.گربه برای خوردن، به آرامی به ظرف غذا نزدیک شد.
- Der Dieb wanzte sich an das offene Fenster heran.سارق به آرامی به پنجره باز نزدیک شد.