wanzen
از ساس پاک کردن، ساسزدایی کردن
Beispiele
- Es wird Zeit, das Gästezimmer zu ''wanzen''.وقت آن است که اتاق مهمان را ساسزدایی کنیم.
Bedeutungen
1
Akkusativ
به صورت مخفیانه دستگاه شنود در جایی نصب کردن یا کسی را زیر نظر گرفتن
- Die Polizei hat das Büro des Verdächtigen gewanzt.پلیس در دفتر مظنون دستگاه شنود گذاشته است.
- Man vermutet, dass die Konkurrenz versucht, uns zu wanzen.گمان میرود که رقبا تلاش میکنند از ما جاسوسی کنند.