wanzen

Aussprache: /ˈvantsn̩/
Wortzerlegung: wan·zen
فعل

از ساس پاک کردن، ساس‌زدایی کردن

Beispiele

  • Es wird Zeit, das Gästezimmer zu ''wanzen''.وقت آن است که اتاق مهمان را ساس‌زدایی کنیم.

Bedeutungen

1 Akkusativ

به صورت مخفیانه دستگاه شنود در جایی نصب کردن یا کسی را زیر نظر گرفتن

  • Die Polizei hat das Büro des Verdächtigen gewanzt.پلیس در دفتر مظنون دستگاه شنود گذاشته است.
  • Man vermutet, dass die Konkurrenz versucht, uns zu wanzen.گمان می‌رود که رقبا تلاش می‌کنند از ما جاسوسی کنند.