aufwerfen

Aussprache: /ˈaʊ̯fˌvɛʁfn̩/
Wortzerlegung: auf·wer·fen
فعل

مطرح کردن (سوال/موضوع)، به هوا پرتاب کردن (خاک)، ایجاد شدن (تاول)

Bedeutungen

1 Akkusativ

موضوع، سوال، مسئله یا شک و تردیدی را مطرح کردن

  • Die neue Situation wirft viele kritische Fragen auf.وضعیت جدید سوالات انتقادی زیادی را مطرح می‌کند.
  • Er hat ein wichtiges Problem aufgeworfen, das wir besprechen müssen.او مشکل مهمی را مطرح کرده است که باید در مورد آن صحبت کنیم.
2 Akkusativ

چیزی (مانند خاک یا گرد و غبار) را به سمت بالا کندن یا پرتاب کردن

  • Der Bagger wirft große Mengen Erde auf.بیل مکانیکی مقادیر زیادی خاک را بالا می‌اندازد.
  • Der Maulwurf wirft kleine Erdhügel auf.موش کور تپه‌های کوچک خاکی ایجاد می‌کند.
3 sich

برآمدگی، تاول یا موج ایجاد شدن (روی پوست، فرش یا سطح)

  • Durch die Hitze hat sich der Teppich an mehreren Stellen aufgeworfen.به دلیل گرما، فرش در چند نقطه برآمدگی پیدا کرده است.
  • Nach dem Sturz haben sich Blasen auf der Haut aufgeworfen.بعد از سقوط، تاول‌هایی روی پوست ظاهر شدند.