einwerfen

Aussprache: /ˈaɪ̯nvɛʁfn̩/
Wortzerlegung: ein·wer·fen
فعل

به داخل انداختن (نامه/سکه)، در میان صحبت گفتن، شکستن (پنجره)

Bedeutungen

1 Akkusativ (+ in + Akkusativ)

چیزی را به داخل انداختن (پست کردن نامه یا سکه در دستگاه)

  • Er hat den Brief in den Briefkasten eingeworfen.او نامه را در صندوق پست انداخت.
  • Bitte werfen Sie eine 1-Euro-Münze ein.لطفاً یک سکه ۱ یورویی وارد کنید (بیندازید).
2 Akkusativ

در میان صحبت دیگران نکته یا نظری را مطرح کردن

  • Darf ich dazu kurz eine Frage einwerfen?می‌توانم در این باره کوتاهاً سوالی مطرح کنم؟
  • Er warf einen kurzen Kommentar in die Debatte ein.او نظر کوتاهی را در مناظره مطرح کرد.
3 Akkusativ

با پرتاب سنگ یا جسم سخت شیشه پنجره را شکستن

  • Unbekannte haben die Scheibe des Ladens eingeworfen.افراد ناشناس شیشه مغازه را شکستند.
  • Die Randalierer warfen mehrere Fensterscheiben ein.اغتشاشگران چند شیشه پنجره را شکستند.