vorwerfen

Aussprache: /ˈfoːɐ̯ˌvɛʁfn̩/
Wortzerlegung: vor·wer·fen
فعل

سرزنش کردن، متهم کردن، غذا جلوی حیوان انداختن

Bedeutungen

1 Dativ (jemandem) + Akkusativ (etwas)

کسی را به خاطر اشتباه یا رفتاری سرزنش کردن یا متهم نمودن

  • Er warf ihr vor, ihn angellogen zu haben.او او را متهم کرد که به وی دروغ گفته است.
  • Man kann ihm wirklich keine Nachlässigkeit vorwerfen.واقعاً نمی‌توان او را به سهواً کم‌کاری کردن متهم کرد.
2 Dativ (Tier) + Akkusativ (Futter)

غذا یا خوراک را جلوی حیوانات انداختن

  • Der Bauer warf den Kühen frisches Heu vor.کشاورز یونجه تازه جلوی گاوها انداخت.
  • Er warf dem Hund ein Stück Fleisch vor.او تکه‌ای گوشت جلوی سگ انداخت.