wegwerfen
دور انداختن، هدر دادن (خود)، روده بر شدن از خنده
Bedeutungen
1
Akkusativ
چیزی را دور انداختن یا در سطل زباله ریختن
- Wirf den Müll bitte in die Tonne weg!لطفاً زباله را در سطل دور بینداز!
- Man sollte keine essbaren Lebensmittel wegwerfen.نباید مواد غذایی قابل خوردن را دور انداخت.
2
sich + an + Akkusativ
خود را شایسته ندانستن یا برای فردی بیارزش هدر دادن (مجازی)
- Du solltest dich nicht an diesen Rüpel wegwerfen.نباید خودت را برای این آدم بیپروای بیادب هدر دهی.
- Sie wirft sich an den Erstbesten weg.او خودش را برای اولین کسی که از راه میرسد هدر میدهد.
3
sich + vor + Dativ
(عامیانه، انعکاسی) از خنده روده بر شدن یا غش کردن
- Alle haben sich vor Lachen weggeworfen.همه از خنده روده بر شدند.
- Der Witz war so gut, dass ich mich fast weggeworfen hätte.جوک آنقدر خوب بود که نزدیک بود از خنده غش کنم.