zurückwerfen

Aussprache: /t͡suˈʁʏkˌvɛʁfn̩/
Worttrennung: zu·rück·wer·fen
فعل

به عقب پرتاب کردن، منعکس کردن (نور/صدا)، به عقب انداختن (پیشرفت)، وادار به خوداندیشی کردن

Bedeutungen

1 Akkusativ (شیء)

پرتاب کردن چیزی که به سمت شما آمده، دوباره به سمت فرستنده آن.

  • Der Torwart warf den Ball zurück zum Verteidiger.دروازه‌بان توپ را به سمت مدافع پرتاب کرد.
  • Er warf die unerwünschte Post zurück in den Briefkasten.او نامه ناخواسته را به صندوق پستی برگرداند.
2 Akkusativ (نور، صدا، تصویر و غیره)

بازتاب دادن و منعکس کردن نور، صدا، تصویر یا گرما.

  • Die glatte Oberfläche warf das Licht zurück.سطح صاف نور را منعکس می‌کرد.
  • Die Berge warfen die Echos der Rufe zurück.کوه‌ها پژواک فریادها را بازتاباندند.
3 Akkusativ (شخص یا برنامه)

مانع پیشرفت شدن؛ عقب انداختن قابل توجه برنامه، پروژه یا توسعه کسی.

  • Die Krankheit warf ihn in seiner Karriere um Jahre zurück.بیماری او را در حرفه‌اش سال‌ها عقب انداخت.
  • Dieser Rückschlag wirft das gesamte Projekt zurück.این ناکامی کل پروژه را به عقب می‌اندازد.
4 jemanden (Akkusativ) auf sich selbst zurückwerfen

وادار کردن کسی به تفکر عمیق درباره خود، یا مجبور کردن او به اتکا به توانایی‌ها و اصول شخصی خود.

  • Die Isolation warf ihn auf sich selbst zurück.انزوا او را وادار به خوداندیشی کرد.
  • Nach dem Scheitern musste er sich auf seine eigenen Stärken zurückwerfen.پس از شکست، او مجبور شد به نقاط قوت خودش تکیه کند.