vorwerfen
سرزنش کردن، متهم کردن، غذا جلوی حیوان انداختن
Bedeutungen
1
Dativ (jemandem) + Akkusativ (etwas)
کسی را به خاطر اشتباه یا رفتاری سرزنش کردن یا متهم نمودن
- Er warf ihr vor, ihn angellogen zu haben.او او را متهم کرد که به وی دروغ گفته است.
- Man kann ihm wirklich keine Nachlässigkeit vorwerfen.واقعاً نمیتوان او را به سهواً کمکاری کردن متهم کرد.
2
Dativ (Tier) + Akkusativ (Futter)
غذا یا خوراک را جلوی حیوانات انداختن
- Der Bauer warf den Kühen frisches Heu vor.کشاورز یونجه تازه جلوی گاوها انداخت.
- Er warf dem Hund ein Stück Fleisch vor.او تکهای گوشت جلوی سگ انداخت.