zurückwerfen
به عقب پرتاب کردن، منعکس کردن (نور/صدا)، به عقب انداختن (پیشرفت)، وادار به خوداندیشی کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ (شیء)
پرتاب کردن چیزی که به سمت شما آمده، دوباره به سمت فرستنده آن.
- Der Torwart warf den Ball zurück zum Verteidiger.دروازهبان توپ را به سمت مدافع پرتاب کرد.
- Er warf die unerwünschte Post zurück in den Briefkasten.او نامه ناخواسته را به صندوق پستی برگرداند.
2
Akkusativ (نور، صدا، تصویر و غیره)
بازتاب دادن و منعکس کردن نور، صدا، تصویر یا گرما.
- Die glatte Oberfläche warf das Licht zurück.سطح صاف نور را منعکس میکرد.
- Die Berge warfen die Echos der Rufe zurück.کوهها پژواک فریادها را بازتاباندند.
3
Akkusativ (شخص یا برنامه)
مانع پیشرفت شدن؛ عقب انداختن قابل توجه برنامه، پروژه یا توسعه کسی.
- Die Krankheit warf ihn in seiner Karriere um Jahre zurück.بیماری او را در حرفهاش سالها عقب انداخت.
- Dieser Rückschlag wirft das gesamte Projekt zurück.این ناکامی کل پروژه را به عقب میاندازد.
4
jemanden (Akkusativ) auf sich selbst zurückwerfen
وادار کردن کسی به تفکر عمیق درباره خود، یا مجبور کردن او به اتکا به تواناییها و اصول شخصی خود.
- Die Isolation warf ihn auf sich selbst zurück.انزوا او را وادار به خوداندیشی کرد.
- Nach dem Scheitern musste er sich auf seine eigenen Stärken zurückwerfen.پس از شکست، او مجبور شد به نقاط قوت خودش تکیه کند.