فعل
گرم نگه داشتن؛ (مجازی) کسی را در کنار خود نگه داشتن، روابط خوب را حفظ کردن
معانی و تعاریف warmhalten:
- گرم نگه داشتن (غذا، نوشیدنی، بدن یا چیزی دیگر)
جملات نمونه برای warmhalten:
Wir sollten ''uns'' diesen Busenfreund des Parteivorsitzenden unbedingt ''warmhalten.''
ما باید این دوست صمیمی رئیس حزب را حتماً در کنار خود نگه داریم (روابطمان را با او حفظ کنیم).
Bitte halte das Essen warm, bis alle Gäste da sind.
لطفاً غذا را گرم نگه دار تا همه مهمانها برسند.
Sie muss sich warmhalten, damit sie sich nicht erkältet.
او باید خودش را گرم نگه دارد تا سرما نخورد.