warmhalten

Aussprache: /ˈvaʁmˌhaltn̩/
Wortzerlegung: warm·hal·ten
فعل

گرم نگه داشتن، رابطه را حفظ کردن

Bedeutungen

1 Akkusativ / sich

غذا، بدن یا مکانی را گرم نگه داشتن

  • Bitte halte das Essen warm, bis die Gäste kommen.لطفاً غذا را گرم نگه دار تا مهمان‌ها برسند.
  • Du musst dich im Winter gut warmhalten.تو باید در زمستان خودت را خوب گرم نگه داری.
2 Akkusativ / sich (Dat) + Akkusativ

کسی را برای روز مبادا یا سود احتمالی نزدیک خود نگه داشتن (مجازی)

  • Er versucht, sich den Kunden für spätere Aufträge warmzuhalten.او سعی می‌کند این مشتری را برای سفارش‌های بعدی نزد خود نگه دارد.
  • Sie hält ihn nur warm, falls kein Besserer kommt.او فقط او را برای روز مبادا کنار خود نگه داشته تا اگر فرد بهتری پیدا نشد استفاده کند.