warmhalten
گرم نگه داشتن، رابطه را حفظ کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ / sich
غذا، بدن یا مکانی را گرم نگه داشتن
- Bitte halte das Essen warm, bis die Gäste kommen.لطفاً غذا را گرم نگه دار تا مهمانها برسند.
- Du musst dich im Winter gut warmhalten.تو باید در زمستان خودت را خوب گرم نگه داری.
2
Akkusativ / sich (Dat) + Akkusativ
کسی را برای روز مبادا یا سود احتمالی نزدیک خود نگه داشتن (مجازی)
- Er versucht, sich den Kunden für spätere Aufträge warmzuhalten.او سعی میکند این مشتری را برای سفارشهای بعدی نزد خود نگه دارد.
- Sie hält ihn nur warm, falls kein Besserer kommt.او فقط او را برای روز مبادا کنار خود نگه داشته تا اگر فرد بهتری پیدا نشد استفاده کند.