vorwarnen
از قبل هشدار دادن، پیشآگاهی دادن
Bedeutungen
1
Akkusativ + vor + Dativ
کسی را از پیش و قبل از وقوع رویداد یا خطری مطلع کردن
- Ich habe dich vor den Schwierigkeiten vorgewarnt.من تو را از قبل در مورد این مشکلات مطلع کرده بودم.
- Der Meteorologe hat die Anwohner rechtzeitig vorgewarnt.هواشناس به ساکنان به موقع پیشآگاهی داد.