zuwarten
صبر و دستنگهداشتن (برای روشن شدن شرایط)
Bedeutungen
1
(ohne Objekt) / (mit + Dativ)
پیش از هرگونه اقدام یا تصمیمگیری، صبورانه منتظر تحولات بعدی ماندن
- In der aktuellen Marktlage sollten Investoren vorerst zuwarten.در شرایط فعلی بازار، سرمایهگذاران باید فعلاً دست نگه دارند و صبر کنند.
- Wir haben mit der Entscheidung noch etwas zugewartet.ما قدری برای اتخاذ تصمیم صبر کردیم و دست نگه داشتیم.