zuwarten

Aussprache: /ˈtsuːvaʁtn̩/
Wortzerlegung: zu·war·ten
فعل

صبر و دست‌نگه‌داشتن (برای روشن شدن شرایط)

Bedeutungen

1 (ohne Objekt) / (mit + Dativ)

پیش از هرگونه اقدام یا تصمیم‌گیری، صبورانه منتظر تحولات بعدی ماندن

  • In der aktuellen Marktlage sollten Investoren vorerst zuwarten.در شرایط فعلی بازار، سرمایه‌گذاران باید فعلاً دست نگه دارند و صبر کنند.
  • Wir haben mit der Entscheidung noch etwas zugewartet.ما قدری برای اتخاذ تصمیم صبر کردیم و دست نگه داشتیم.