warten

Aussprache: /ˈvaʁtn̩/
Wortzerlegung: war·ten
فعل

منتظر ماندن، سرویس/نگهداری کردن (دستگاه)

Bedeutungen

1 auf + Akkusativ

برای آمدن کسی یا وقوع رویدادی انتظار کشیدن

  • Ich warte am Bahnhof auf den Bus.من در ایستگاه قطار منتظر اتوبوس هستم.
  • Wir haben schon eine Stunde auf dich gewartet.ما یک ساعت منتظر تو ماندیم.
2 Akkusativ

دستگاه، تجهیزات یا سیستمی را سرویس و نگهداری فنی کردن

  • Man muss die Heizungsanlage regelmäßig warten lassen.باید سیستم گرمایشی را به طور منظم سرویس کرد.
  • Der Techniker wartet die Maschinen in der Fabrik.تکنسین دستگاه‌های درون کارخانه را نگهداری و سرویس می‌کند.