wartungsarm

Aussprache: /ˈvaʁtʊŋsˌʔaʁm/
Worttrennung: war·tungs·arm
صفت

کم‌نگهداری، با نیاز به نگهداری کم

Bedeutungen

1

چیزی که برای حفظ عملکرد صحیح خود به مراقبت، تعمیر و نگهداری کمی نیاز دارد.

  • Moderne Elektroautos sind oft wartungsarm im Vergleich zu Verbrennern.خودروهای الکتریکی مدرن اغلب در مقایسه با خودروهای احتراق داخلی، کم‌نگهداری هستند.
  • Wir suchen ein wartungsarmes Gerät, das wenig Zeit für Reparaturen benötigt.ما به دنبال دستگاهی کم‌نگهداری هستیم که به زمان کمی برای تعمیرات نیاز داشته باشد.
  • Die neue Maschine ist sehr wartungsarm konstruiert worden.ماشین جدید به گونه‌ای طراحی شده که کم‌نگهداری باشد.