wassergesättigt

Aussprache: /ˈvɑsɐɡəˌzɛtɪçt/
Worttrennung: was·ser·ge·sät·tigt
صفت

اشباع شده از آب، کاملاً خیس

Bedeutungen

1

کاملاً پر از آب شده، به طوری که دیگر قادر به جذب آب بیشتری نیست؛ بسیار خیس.

  • Der Boden war nach dem starken Regen wassergesättigt.زمین پس از باران شدید، اشباع از آب شده بود.
  • Die Kleidung war vom Schweiß wassergesättigt.لباس‌ها از عرق کاملاً خیس شده بودند.
  • Das Holz ist wassergesättigt und quillt auf.چوب اشباع از آب شده و متورم می‌شود.