wasserklar
شفاف مثل آب، کاملاً شفاف
Bedeutungen
1
بسیار شفاف و تمیز، مانند آب زلال.
- Der Bergsee war wasserklar und man konnte die Steine auf dem Grund sehen.دریاچه کوهستانی کاملاً شفاف بود و میتوانستید سنگهای کف آن را ببینید.
- Nach dem Regen war die Luft frisch und wasserklar.پس از باران، هوا تازه و کاملاً شفاف بود.
- Sie bevorzugt wasserklare Getränke ohne Zusätze.او نوشیدنیهای کاملاً شفاف و بدون افزودنی را ترجیح میدهد.