wasserumspült

Aussprache: /ˈvasɐˌʔʊmʃpyːlt/
Worttrennung: was·ser·um·spült
صفت

احاطه شده با آب، غوطه‌ور در آب، موج‌دار

Bedeutungen

1

احاطه شده یا در معرض جریان آب؛ جایی که امواج یا آب به طور مداوم به آن برخورد می‌کنند.

  • Die Burg lag auf einer kleinen Insel, wasserumspült von den Wellen des Meeres.قلعه بر روی جزیره‌ای کوچک قرار داشت که توسط امواج دریا احاطه شده بود.
  • Der Felsen im Fluss war ständig wasserumspült.صخره در رودخانه دائماً در معرض جریان آب بود.
  • Wir saßen an einem wasserumspülten Ufer und genossen die Aussicht.ما کنار ساحلی که موج‌ها به آن می‌خوردند نشستیم و از منظره لذت بردیم.