wasserumspült
احاطه شده با آب، غوطهور در آب، موجدار
Bedeutungen
1
احاطه شده یا در معرض جریان آب؛ جایی که امواج یا آب به طور مداوم به آن برخورد میکنند.
- Die Burg lag auf einer kleinen Insel, wasserumspült von den Wellen des Meeres.قلعه بر روی جزیرهای کوچک قرار داشت که توسط امواج دریا احاطه شده بود.
- Der Felsen im Fluss war ständig wasserumspült.صخره در رودخانه دائماً در معرض جریان آب بود.
- Wir saßen an einem wasserumspülten Ufer und genossen die Aussicht.ما کنار ساحلی که موجها به آن میخوردند نشستیم و از منظره لذت بردیم.