waterboarden
شکنجه با غرق مصنوعی (واتربردینگ)
Beispiele
- Jane rasiert sich die Haare ab, wechselt in den Schlafraum der Männer, macht Liegestütze auf nur einem Arm. Sie lässt sich ''waterboarden,'' schlägt ihren Ausbilder zusammen und trinkt ein paar Schnäpse.جین موهایش را میتراشد، به اتاق خواب مردان میرود، یک دست شنا میرود. او شکنجه با غرق مصنوعی را تحمل میکند، مربیاش را کتک میزند و چند نوشیدنی مینوشد.
Bedeutungen
1
Akkusativ
شکنجه واتربوردینگ را بر کسی اعمال کردن (نوعی شکنجه که در آن حس غرق شدن به فرد القا میشود)
- Die Gefangenen wurden angeblich waterboardet.گفته میشود زندانیان واتربوردینگ شدند.
- Waterboarding ist eine umstrittene Verhörmethode.واتربوردینگ یک روش بازجویی بحثبرانگیز است.