waten
در آب یا گل راه رفتن، گام برداشتن (در محیطی که پا فرو میرود)
Beispiele
- Huett ''watet'' in Gummistiefeln durch den tiefen Matsch eines Reisfeldes.هوئت با چکمههای لاستیکی در گل و لای عمیق یک شالیزار راه میرود.
Bedeutungen
1
(durch + Akkusativ / in + Dativ)
در آب، گل یا برف راه رفتن، آبپیمایی کردن
- Die Kinder wateten barfuß durch den Bach.بچهها پابرهنه از جوی آب رد شدند.
- Wir mussten durch kniehohen Schnee waten.ما مجبور بودیم در برفی به ارتفاع زانو راه برویم.