watscheln
اردکوار راه رفتن / با تلوتلو راه رفتن
Beispiele
- Blood erhob sich geräuschvoll und ''watschelte'' aus dem Raum.بلاد با سر و صدا بلند شد و 'اردکوار از اتاق خارج شد'.
Bedeutungen
1
(intransitiv)
با قدمهای کوتاه و تلوتلوخوران راه رفتن، مانند اردک راه رفتن
- Die Ente watschelte zum Teich.اردک به سمت برکه تلوتلوکنان رفت.
- Nach dem langen Flug watschelte er müde ins Bett.بعد از پرواز طولانی، او خسته و تلوتلوکنان به رختخواب رفت.