watscheln

Aussprache: /ˈvatʃl̩n/
Wortzerlegung: wat·scheln
فعل

اردک‌وار راه رفتن / با تلوتلو راه رفتن

Beispiele

  • Blood erhob sich geräuschvoll und ''watschelte'' aus dem Raum.بلاد با سر و صدا بلند شد و 'اردک‌وار از اتاق خارج شد'.

Bedeutungen

1 (intransitiv)

با قدم‌های کوتاه و تلوتلوخوران راه رفتن، مانند اردک راه رفتن

  • Die Ente watschelte zum Teich.اردک به سمت برکه تلوتلوکنان رفت.
  • Nach dem langen Flug watschelte er müde ins Bett.بعد از پرواز طولانی، او خسته و تلوتلوکنان به رختخواب رفت.