herunterwatscheln
اردکوار پایین آمدن، با قدمهای سنگین پایین رفتن
Bedeutungen
1
ohne Präposition
با حرکتی شبیه به اردک یا با قدمهای سنگین و نامنظم از جایی پایین آمدن.
- Der kleine Junge watschelte die Treppe herunter.پسر کوچک اردکوار از پلهها پایین آمد.
- Nach dem Regen watschelte er langsam den Hügel herunter.بعد از باران، او به آرامی اردکوار از تپه پایین رفت.