watten
واتِن بازی کردن
Beispiele
- Meine Großeltern haben oft stundenlang ''gewattet''.پدربزرگ و مادربزرگ من اغلب ساعتها "واتِن" بازی میکردند.
Bedeutungen
1
ohne Objekt
بازی کردن بازی ورق 'واتن' که در بایرن و تیرول محبوب است.
- Nach dem Essen haben wir noch eine Runde gewattet.بعد از شام، ما یک دور دیگر واتن بازی کردیم.
- Sie können gut watten und gewinnen oft.آنها خوب واتن بازی میکنند و اغلب برنده میشوند.