watten

Aussprache: /ˈvatn̩/
Wortzerlegung: wat·ten
فعل

واتِن بازی کردن

Beispiele

  • Meine Großeltern haben oft stundenlang ''gewattet''.پدربزرگ و مادربزرگ من اغلب ساعت‌ها "واتِن" بازی می‌کردند.

Bedeutungen

1 ohne Objekt

بازی کردن بازی ورق 'واتن' که در بایرن و تیرول محبوب است.

  • Nach dem Essen haben wir noch eine Runde gewattet.بعد از شام، ما یک دور دیگر واتن بازی کردیم.
  • Sie können gut watten und gewinnen oft.آنها خوب واتن بازی می‌کنند و اغلب برنده می‌شوند.