watteweiß
سفید پنبهای
Bedeutungen
1
رنگ سفید بسیار روشن و نرم، شبیه به رنگ پنبه.
- Ihr Kleid war watteweiß und schien im Mondlicht zu leuchten.پیراهن او سفید پنبهای بود و در نور ماه میدرخشید.
- Die frisch verschneite Landschaft sah watteweiß aus.منظره تازه برفگرفته، سفید پنبهای به نظر میرسید.
- Er malte die Wände in einem sanften, watteweißen Farbton.او دیوارها را به رنگی ملایم و سفید پنبهای رنگ کرد.